خشنه تزه اهورامزدا
نقش شيردال در ايران باستان

لغت نامه‌ی دهخدا، دال را عقاب معنا نموده و جانوری افسانه‌ای كه سر و بالی عقاب مانند و بدنی شير گونه و گوش آن مانند اسب است. بنابراين شيردال جانوری خواهد بود كه از شير و عقاب تركيب يافته و نماد قدرت اين دو خواهد بود.

نقش شير دال در ايران، لااقل از نيمه‌ی دوم هزاره‌ی يكم پيش از ميلاد بسيار رايج بوده و به فراوانی بر روی آثار اين دوره مشاهده می‌گردد. از جمله بر روی اشيايی كه از پازيريك، جنوب سيبری، محلی كه قديمی‌ترين فرش دنيا كه به دست هنرمندان ايرانی روزگار هخامنشيان بافته شده بود، كشف گرديد، و مهرهايی كه از روزگار آشوريان مربوط به هزاره‌ی نخست پيش از ميلاد می‌باشد. 

مردم ایران باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است به خط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بازسازی شده‌ است، در قلعه شوش نگهداری می‌شود.

در دوران هخامنشيان و از جمله در بارعام تخت جمشيد، بر روی چند شی مكشوفه از اشيای فلزی و همچنين تنديسی از اين نقش وجود دارد.  در دوره‌ی پارتها نيز اين نقش بر روی برخی ظروف قابل مشاهده است. اما عمده حضور اين نگاره تاكنون در دوره‌ی ساسانی مشاهده شده است، از جمله پيكره‌ای از اين جانور كه هم اكنون در موزه بريتانيا نگهداری می‌گردد و گفته شده كه در نزديكی رود هيرمند افغانستان يافت شده است.